السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

330

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

حيثيت « ماهيت من حيث هى » ، غير از حيثيت واقع و خارج است . بله ، در باب ماهيت ، جايز است كه عقل او را ملاحظه كند و نظر را فقط به ذات او معطوف دارد ، بدون ملاحظه واقع ، چه در جانب وجود يا عدم و علت اين دو . به خلاف وجود عينى ، زيرا كه حيثيت ذاتى او عين حيثيت واقع و متن تحقق است و امكان ندارد كه او را با قطع نظر از جميع آنچه به او مرتبط مىگردد ، از علت و شرط ، ملاحظه نماييم . شرح درجوابِ ايراد ، مىگويند قياس بحث ما با مسئله ماهيت ، صحيح نيست ؛ زيرا ماهيت نقطه مقابل وجود قرار دارد ومىتوان او را با قطع نظر از وجود يا عدم يا ساير تعلقاتش ملاحظه كرد . به خلاف وجود صفات واجب تعالى كه نمىتوان او را بدون عنايت به علل و شروطش ملاحظه نمود . در بحث فعلى اگر ما قطع نظر از علتى كه صفت را به واجب مىدهد كرديم در متن واقع و خارج باز جاى اين پرسش هست كه آيا وجوب واجب همراه با وجود اين صفت هست ؛ يعنى اين صفت به اقتضاى ذات ، واجب هست ؟ پس آن غير ، علت اين صفت نيست . در حالى كه اين خلاف فرض است . يا اين‌كه وجوب واجب ، قرين عدم اين صفت هست . يعنى عدم اين صفت ، مستند به ذات واجب است . پس باز آن غير ، علت براى اين صفت نيست ؛ زيرا اگر مىبود بايستى كه عدم اين صفت به عدم او برگردد ، نه به ذات واجب . و چون چنين است پس غير ، علت اعطاى اين صفت نيست ، بلكه اين صفت به اقتضاى ذات واجب هست و ذات ، علت اين صفت مىباشد . حاصل سخن اين كه اگر وجود صفات يا عدم آنها مستند به ذات واجب تعالى باشد كشف مىگردد كه ديگرى دخالتى در اعطاى آن صفات ندارد و قياس مسئله مورد بحث با مسئله ماهيت كه مىتوان آن را با قطع نظر از وجود و عدم ملاحظه كرد فرق دارد زيرا ماهيت اين استعداد را دارد كه او را با قطع نظر از وجود و عدم ملاحظه